تبلیغات
یادداشت های طلبه سرباز

با سلام و عرض خسته نباشید خدمت دوستان و مخاطبان عزیز
واقعا معذرت می خواهم به این دلیل که دیر کردم برا آپدیت کردن مطالب وبلاگ
چون خیلی سرم به خاطر امتحانات تابستانی و مطالعاتم شلوغ بود اما بخشش از شماست
در این مطلب به صورت خیلی مختصر قصد آسیب شناسی تربیتی در دبیرستان ها را دارم که گمان کنم شدیدا به درد کسانی که می خوان تلاش کنند برای کار هایی تربیتی در دبیرستان به دردشان بخورد .البته در مثل این مقاله بسیار مختصر جای گفتن نکات مثبت از جمله بسیج و انجمن نبود نکات کاملا منفی آن در این مقاله گفته نشده است البته که حقیر انقدر اعتقاد به نکات مثبت این تشکل ها را ندارم و اعتقادم بر این است که این تشکل ها تقریبا کاری جز جذب بدون برنامه های کارا ندارند .
ببخشید که ممکن باز مثل دفعات قبل غلط های املایی داشته باشه و یا در ترکیب جملات اشتباه کرده باشم چون واقعا وقت مطالعه دوباره مطالب را ندارم

در ضمن منتظر نظرات شما نیز هستم
 در ضمن می تونید فایلش را هم از
اینجا به صورت پی دی اف دانلود  کنید


یادم هست که وقتی در دبیرستان درس می خواندم اکثر بچه ها از اسلام و اسوه های آن به هیچ وجه خبر نداشتند و شبهاتی به اسلام وارد می کردند که کاملا مشخص بود از بی اطلاعی آن ها نسبت به اسلام است . شاید تعداد کسانی به اسلام شبه وارد می کردند و یا نسبت به آن سؤال می پرسیدند کم بود اما مطمئنم حداقل 95 درصد از بچه ها نسبت به اسلام و اهدافش و اینکه قرار است ما را به کجا برساند خبر نداشتند .

اما ، اما تا دلتان بخواهد از بازیگران خارجی، فوتبالیست ها ، خوانندگان خارجی ، انواع موسیقی ها ، چگونه به هر روشی می توان پول دراورد با خبر بودند و کلا چیزهایی که به هیچ وجه نه ربطی به خدا داشت و نه ربطی به زندگی اصلیشان .

حتی از دوستان مذهبی ما هم از این جریان بی نسیب نبودند . مذهبی ها هم دو گروه می شدند : کسانی که عشق مداحی بودند و دم گرفتن و سینه زدن و نه انجام وظیفه و به خدا عشق ورزیدن و یا انسان هایی کاملا بی تفاوت که اینها هم سر داخل کتاب کرده بودند و مذهبی بودنشان حاصل تقلید خانوادگیشان بود و در پی افزایش ارتباطشان با خدا نبودند .

ای کاش این مطالبه به همینجا ختم شود . دردم از اینجا شروع می شود که وقتی هنوز با ان ها ارتباط دارم در دانشگاه در این راه اشتباه بیشتر قدم گذاشته اند .

مذهبی ما شده بود غیر مذهبی ، بی تفاوت شده بود معاند دشمن و اهل بیت پس وای به روز کسی که از همان دبیرستان مخالف بود!

اما حق دارند و جز این هم نباید نتیجه گرفت . وقتی این دوستان ما در مجموعه ای درس می خوانند که شعاری جز افزایش سطح درسی ندارند و فقط آموزش را معیار کار خود قرار می دهند و هیچ کاری به بالا بردن قدرت روحی و افزایش سطح اطلاعات دینی را ندارند یعنی به هیچ وجه فکر پروش را در سر نمی پرورانند انتظار بیش از این هم نمی رود .در این مجموعه حتی این سؤال مطرح نمی شود که آیا لازم است اسمی از خدا و اسلام و ... باشد یا نه . چون محیط کاملا پاسخگوست .

قطعا با این توضیحات معلمی در این مجموعه استخدام می شود که اخلاق حرفه ای داشته باشد !اخلاق حرفه ای ؟ بله در دنیای امروز منظور از اخلاق حرفه ای به هیچ وجه معنویت و خدمت نیست ، منظور از آن این است که درسش را بدهد و کلاهش را بچسبد تا آن را باد نبرد . استاد یا معلم با این اخلاق به فکر این است وقتی وارد مدرسه ای مانند تیزهوشان یا نمونه یا شاهد و ... می شود خوب درس بدهد تا پول بیشتری بگیرد نه اینکه اخلاق داشته باشد تا با کمی رعایت شؤونات اسلامی باعث مخالفت منحرفان کلاس شود . موضوع دیگر فقط پول می شود و مبادا اینکه دیگران از جزوه هایی که او تدریس کرده اند خدای ناکرده کپی کنند و کار هایی از این دست.وقتی معلم پروشی آن نیز حتی دنبال چیزی غیر از پروش است دیگر انصاف را رعایت می کنم می گویم حقیقتا انتظاری از غیر او به هیچ وجه نمی رود .

واقعا این سؤال مطرح می شود که حتما باید بمیریم و بعد بفهمیم چه حماقت هایی در تربیت کردنمان داشتیم و یا قبل از آن هم می شود فهمید؟ یا اینکه وقتی فهمیدیم فرزندان یا برادرانمان در مدرسه و دانشگاه چه گندی زده اند .

و الله می شود قبلش فهمید و الا خداوند حکیم اصلا چیزی به نام دین را برای ما نازل نمی کرد .

اما مشکل مدارس از کجاست ؟

وقتی معلم پرورشی ما بیش از اینکه وقت خود را سر قرآن و حدیث بگذارد ، وقت خود را به بطالت می گذراند و یا کتب غربی را مطالعه می کند و خود این فرد نیز از اسلام اطلاع چندانی ندارد و یا هنوز وظیفه اش را نفهمیده است که باید مانند اساتید اخلاق در حوزه های علمیه عمل کند و با دانش آموز ارتباط تنگاتنگی داشته باشد تا بتواند پاسخگوی سؤالات آنان باشد مشکل فهمیده نمی شود ؟ آیا نمی فهمیم که چقدر معلم پرورشی ما ضعف در حرکتش دارد ؟ یا نفهمیده ایم که وظیفه این معلم چیست ؟

یادم هست زمان ما (حتی الان که با دبیرستان ارتباط دارم) معلم پروشی که اصلا در این باغ نبود مجبور می شدیم از مشاوره مدرسه سؤال کنیم و او هم دقیقا نسخه غربی برای ما می پیچید. یادم هست که یکی از دوستان که از بیماری خود ارضایی رنج می برد پس از مشاوره دیگر احساس گناه هم نمی کرد چون مشاور گفته بود که درست است که اسلام آن را ممنوع کرده است اما روانشناسان ...

این یعنی رسما خدا و پیامبر کشک !معاذ الله

و از طرف دیگر وقتی مدیران هم به هیچ وجه به فکر قسمت پرورش نیستند دیگر ما نباید انتظار داشته باشیم که معلم پرورشی درستی در مدرسه داشته باشیم .

داخل کلاس هم که قربانش بروم ! اصلا بویی از خدا استشمام نمی شود ! وقتی دانش آموز هر حرف رکیکی را می زند یا هر کار منافی عفت را انجام می دهد و معلم علاوه بر این که ککش نمی گزد با خنده ای آلوده کار او را تأیید می کند آیا می خواهیم فرزندان این امت تربیت شوند ؟و باز یادم هست که یکی از بچه های کلاسمان سر کل کل عورت( مردانگی) خود را درآورد و معلم هیچ به او نگفت و یا اینکه فیلم مستهجن را در دستگاه دیتای سمعی بصری نشان داد و هیچ عکس العملی را ندید نه از طرف دبیر و نه از طرف معاونت و کلا کادر مدرسه ،خوب فکر می کند که شاید کار بدی هم انجام نداده است ؟

و باز از طرف دیگر باید فاتحه ی انجمن اسلامی و بسیج دانش آموزی را بخوانیم که انگار جز جذب نیرو انیگزه این ندارند .دغدغه در بسیج ارتش 20 میلیون است و در انجمن اسلامی هم همین و نه تربیت .

چه قدر خاطرات تلخ ذهن مرا مشوش می کند وقتی یاد خاطرات تلخ دبیرستان می افتم وقتی بسیجیان دبیرستان سر از کافه و گیم نت شرطی در می آوردند و مسئول تشکیلات انجمن اسلامی سر از مجموعه ی رقاصان رذل دبیرستان و ...

این همه حرف زدم که بگویم بچه های ما دقیقا در یک محیط کاملا غربی زندگی می کنند و احمق آن کسی است که فکر کند از این محیط می تواند دانش آموز مسلمان و متعهد به اسلام و خدا تربیت کند .ببخشید باز هم تأکید می کنم که واقعا احمق است .

اما

اما یک نتیجه دیگر هم می توان گرفت و آن این نیست که دیگر ستون فقرات ما خورد شده است و نمی توانیم کاری انجام دهیم .

این نتیجه را می خواهیم بگیریم که طلبه و دانش آموز و مدیر و ... دست به دست هم بدهیم تا محیطمان را عوض کنیم و این کار شدنی است اما مشخصا کار را سخت ،سخت کرده ایم .و باز احمق آن است که فکر کند یا نا شدنی است و یا بدون فعالیت کار شناسانه می توان کار به جایی برد و شدنی بودن این کار را می توان با کار پیامبر اکرم ثابت کرد و همچنین فعالیت های امام خمینی قدس سره که چگونه دنیا را تکان دادند . وقتی به عمل این بزرگواران نظری می اندازیم دلیل کارایی کارشان را می فهمیم.و آن این است که هر کس باید وظیفه ی خرد و کلان خود را به خوبی انجام دهد

و السلام علیکم و رحمت الله و برکاته

Talabesarba@mailfa.com  


نوشته شده در شنبه 4 شهریور 1391 توسط طلبه سرباز | نظرات ()