تبلیغات
یادداشت های طلبه سرباز

به نام آنی که ما را آفرید آن هم در حد تیم ملی یعنی فی احسن تقویم

با سلام و عرض احترام و تبریک به مناسبت میلاد حضرت زهرا سلام الله علیها و تولد فرزندش امام روح الله (ره) این یاد داشت سرآغاز را که گذاشتم به این فکر افتادم یاد داشت قبلی را دوباره امروز بنویسم چون مثل روزهای دیگر دچار کمبود وقت نیستم

چرا که از یک سو روز مادر است و مدرسه ی ما از ساعت 19 به بعد تعطیل و اینکه هم مباحثم آقا مهدی بدجوری سرما خورده است حال مباحثه ندارد و الخ ... .

اما یاد داشتم را از اینجا شروع کردم که :

چون در روستا فامیل داریم و در هر خانه چند رأس گوسفند پیدا می شود بارها شده که به زندگی گوسفندان دقت کردم و به این نتایج رسیدم :


§         محض اینکه به یک مقدار یونجه و علوفه برسند شروع می کنند به خوردن ، بدون هیچ مقدمه ای و تا آن جا ادامه می دهند که خسته بشوند و این خستگیشان از آن جا معلوم می شود که شکمشان بسیار بزرگ شده و حال حرکت ندارند و یا وقتی دست برمی دارند از این خوردن که دیگر چاره ای نداشته باشند یعنی وقتی که علف ها تمام شده باشد .


§          وقتی سهمشان تمام شود سراغ سهم دیگری می روند و بسیار راحت پسرخاله می شوند و با یک اعتماد به نفس قوی از حق آن ها استفاده می کنند .


§          وقتی سهم دیگری تمام شود اصلا به فکرش نیستند و حتی این عدم اعتنا به دیگری به آن جا می رسد که اگر سر دیگری را هم ببرند احساس خاصی به او دست نمی دهد و شروع می کند به خوردن !


§          این کار را هر روز ادامه می دهد و البته به حرف چوپان خود گوش میدهد کار کار مثبتی را انجام می دهد


به نظر من همه این کار ها را انجام می دهد چون عاقبت کارش را نمی داند و اصلا فکر نکرده که هدف انسان از این همه رسیدن به این حیوان ،هدفی حیوان دوستانه نیست بلکه به فکر پلوار کردن آن هاست تا قربانی کند و اگر این گوسفندان این را می دانستند حداقل اعتصاب غذا می کردند و منشور حقوق گوسفندان می نوشتند

وقتی ما به خودمان و اطرافمان نگاه می کنیم انسان ها یی را می یابیم که تمام این ویژگی های گفته شده را باهم دارند و این را می توان از برخوردهایشان با خودشان ، با خانواده ، با حکومت و با مردم مظلوم در اقصی نقاط جهان دید .

البته همانطور که قرآن می فرماید «بل هم اضل »می شوند یعنی از گوسفند و شغال و سگ و خوک هم بدتر! شاید یک دلیلش این باشد که این گوسفندان به حرف صاحبانشان عمل می کنند و اینکه طبق غریزه ی خود کار صحیح را انجام می دهند اما این انسان است که نه به حرف صاحبش گوش می دهد و نه به حرف عقلش .

راستی از عقل گفتیم و به این شکل توضیح می دهم که :

وقتی فرق رفتاری انسان و حیوان را بدانیم باید ابزاری در این انسان باشد که باعث فرق میان او و انسان شود و وقتی از آن استفاده نکند قطعا همان راهی را خواهد رفت که یا همان گوسفند مظلوم می رود و یا آن گرگ وحشی . و وقتی به جستجو در خلقت این دو طیف موجود می پردازیم می بینیم که این همان عقل است که اگر از آن استفاده نکند از آن گرگ یا گوسفند ، به هر حال از هر حیوانی بد تر می شود همان طور که الله تعالی فرموده است : « لهم قلوب لایفقهون بها ... اولئک کالانعام بل هم اضل » یعنی وقتی برای عمل کردن فکر نکنی نه تنها مثل حیوان می شوی بلکه بدتر .

به خاطر همین وقتی تفقه نمی کنند ( یعنی فکر کردن برای راه یابی و عمل کردن) خداوند می فرماید « ذرهم یأکلوا و یتمتعوا و یلههم الامل فسوف یعلمون » ولشان کن بچرند و حال کنند و با آرزوها ی خود مشغول باشند بعدا خواهند فهمید که [چه غلطی کردند] شاید شبیه همان گوسفند که بعدا خواهد فهمید که باید سرش را ... .

البته هدف از این یادداشت ها در حقیقت تنبهی به خودم بود و بعد از آن به دوستان که اول به خودشان نگاهی هر چند کوتاه بیندازند .

و دعا کنید که در روزهای بعد بتوانم به طور پراکند به این موضوع مهم و اساسی بپردازم ان شاءالله . والسلام علیکم و رحمة الله و برکاته
نوشته شده در یکشنبه 24 اردیبهشت 1391 توسط طلبه سرباز | نظرات ()
طبقه بندی: بیداری